پست قبلی
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 14:06
+ پست قبلی سه سالی که همسر شما بوده ام 3 تولد را با شما گذرانده ام و هر سه سال در روز تولدم غمگین بوده ام ....+پارسال با خودم عهد بستم که دیگر انتظاری از شما نداشته باشم!!! چقدر سخت گذشت....+شما نفر اول زندگی منی... واکنشت مهم است... نمیتوانم بپذیرم تا ساعت 2-3 بعد از ظهر حتا تماس نگیری حالم را بپرس...
ناگفته ها....
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
چیزهایی هست ک شاید نتوانم ب کسی بگویم.. پیدا کردن گوشی ک صادقانه حرف هایت را بزنی و برداشتی نکنند سخت است........ خدایا شکرت بخاطر همسر خوبم... همسری ک دوستش دارم.. اما احساس می کنم همسری تا آنجا ک ب منافعش اسیبی نرسانم و در راستای آنها باشم د
اولین ماهگرد
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
بسم الله 18 فروردین 95 امروز اولین ماهگرد عروسی ماست... از خاب بیدار می شوم و بعد آراستن خودم کارهای خانه را می کنم مقدمات غذا را می چینم و صبحانه آماده می کنم.... قبل از ساعت 12 شوهری را بیدار می کنم ... اما او هیجان کافی را ندارد! ناراحت است
این حقم نیست.....
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
اولین سالروز
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
به نام خداامروز اولین سالروز عقد مان استمبارک باشدمن همسرم را دوست دارم اما الان حوصله خودم را هم ندارمکلافه و عصبیم.....یکسال است زنت شده ام.................................... + نوشته شده در جمعه هشتم مرداد ۱۳۹۵ساعت 14:53  توسط جوجو |
خودم به خودم تبریک گفتم
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
بسم اللهامروز 7 مهر تولد من هست خواهرم دیشببرادرم 7 صبح و بانکهاهم از دیشب تبریک گفته اندو آقای شوهر از صبح حتا زنگ نزده حال مرا بپرسد!!!!!!!می دانست که حالم خوب نیستساعتهاست مودم را روشن کرده ام و صفحه گوگلم باز است و منتظر پیامش هستم.....خبری
+ پست قبلی
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
سه سالی که همسر شما بوده ام 3 تولد را با شما گذرانده ام و هر سه سال در روز تولدم غمگین بوده ام ....+پارسال با خودم عهد بستم که دیگر انتظاری از شما نداشته باشم!!! چقدر سخت گذشت....+شما نفر اول زندگی منی... واکنشت مهم است... نمیتوانم بپذیرم تا سا
تعهد
-
تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
هرگز فکرش را نمیکردم خدای من....................در ذهنم هم نمی آمد پیغمبر من....تو و چنین خطایی؟دلم یک دنیاااااا تعهد می خواهد...دلم یک نفر متعهد می خواهد+ دیشب شکستم..در سکوت......... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:28  توسط جوجو |